خلاقيت و نوآوری - خلاقیت، تخیل، ابتکار و راه های پرورش آنها

  جستجو
  Sunday, September 22, 2019 - 1398 يکشنبه 31 شهريور خلاقيت و نوآوری
جزئيات
خلاقیت، تخیل، ابتکار و راه های پرورش آنها

تاریخ ایجاد   08/07/2011 - 01:40  تعدادمشاهده  1476 بازگشت

 تعاریف مختلف از خلاقیت:

- فرآیندی که در بر گیرنده تفکر و واکنش است و انسان با تجارب گذشته اش ارتباط برقرار می کند، به محرک ها (اشیاء، نشانه ها، مفاهیم، افراد، موقعیت ها) و معمولاً دست کم یک مجموعه منحصر به فرد واکنش نشان می دهد.
- آفریدن، به وجود آوردن.
- بیان عقاید اصیل، بخش ذاتی بشر.
- توانایی ساختن آن چیزی که تصور می کنیم وجود دارد.
- تولید چیزی که به انسان الهام می شود.
- با هوش بودن و طراح بودن. 
- جرئت متفاوت بودن.
- توانایی یا قدرت ذهنی یا بدنی برای ساختن یا باز سازی واقعیت به نحوه ی منحصر به فرد.
- انگیزه برای یادگیری.
- به فعل در آوردن توانایی ها.

این تعاریف نشان می دهد که خلاقیت دربرگیرنده این موارد است: 
- توانایی دیدن چیز ها به طرزی نو 
- آموختن از تجارب قبلی و ارتباط دادن این یادگیری به موقعیت های تازه 
- تفکری انعطاف پذیر و شکستن محدودیت ها 
- استفاده از روش های غیر سنتی برای حل مشکلات 
- فراتر از اطلاعات گام برداشتن 
- آفریدن چیزی منحصر به فرد یا اصیل

مک کلر (1957) معتقد که هر تفکر خلاقی منابعی بیرونی دارد که شاید دور یا نزدیک، آگاهانه یا نا آگاهانه باشد. خلاقیت در خلأ ایجاد نمی شود. عامل خلاق در ارتباط با این منابع است و در ضمن اطلاعات گرفته شده از این منابع را سازمان دهی دوباره می کند.

برای این کار به این ها نیاز داریم: 
- مهارت و توانایی لازم برای فعلیت بخشیدن به عقایدمان 
- مجموعه ای از دانش و درک برای کاوش و یافتن ترکیبات تازه 
- نگرش ها و آمادگی هایی که ما را قادر می سازد تکلیفی را تا مرحله به فعلت رساندن عقایدمان ادامه دهیم. 
خلاقیت یعنی یافتن ارتباط بین آن چیز هایی که قبلاً با هم بی ارتباط بودند به طرقی که از نظر خود فرد تازه و معنی دار است.

تخیل عبارت است از:
- بازی بدون عمل.
- توانایی مجسم کردن تصورات بینایی، حس و شنوایی در ذهن.
- توانایی به تصور در آوردن آنچه نیست.
- نیروی برای شکل دادن به تصوراتی که هنوز شکل نگرفته اند.
- دیدن چیزی که نیست. 
- توانایی شکل دادن تصورات ذهنی متنوع و غنی یا مفاهیمی از مردم، جاها، چیز ها، موقعیت هایی که وجود ندارد.
- توانایی شناختی به تصور در آوردن واقعیتی دیگر در ذهن.
- تخیل، الهام، تصور، خیال ...
- آنچه انسانی است.

این تعاریف بعضی از عناصری را که بخشی از تخیل است نشان می دهد. 
تخیل کردن یعنی: 
- جدا کردن خود از جهان ملموس و پیش رفتن به فراسوی موقعیت های عینی. 
- محدود نبودن به جهانی که ادراک می کنیم. 
- جدا کردن عمل و اشیاء از معنایشان در جهان واقعی و بخشیدن معنای تازه به آن. 
- یکی کردن و انسجام دادن به تجارب و ادراکات. 
- ساختن آنچه نیست ولی می تواند باشد؛ وانمود کردن. 
این گونه ادراکات فرد مبدل به تصورات می شود، ذخیره می شود وبه کار می رود بستگی به خود فرد فرد دارد. هر فردی ممکن است تخیلی را ترجیح دهد و توانایی تخیل کردن در افراد مختلف متفاوت است.

برای مثال، به هنگام تخیل از این ها مدد می گیریم: 
- تجارب بینایی
- تجارب شنوایی
- تجارب حسی

تخیل، درونی کردن ادراکات ماست و کاربرد آن ها و اشیاست برای خلق معانی ای که وابسته به جهان بیرونی نیستند.

ارتباط بین خلاقیت و تخیل:
از این تعاریف چنین بر می آید که خلاقیت و تخیل در عین حال که یکی نیستن ولی کاملاً به هم ربط دارند. حلاقیت غالباً مستلزم کاربرد تخیل است. برای مثال: 
- چسب لباس که کار دکمه رامی کند و بسیار راحت تر از دکمه بستن است در نتیجه مشاهدات مبدع آن خلق شد. او هنگامی که از مزرعه می گذشت دید که خار و خسک به لباسش چسبیده است. او از این مشاهده با استفاده از تخیلش مدلی برای بستن لباس ابداع کرد. بسیاری از افراد در طول سال ها می دانستند که خار و خسک چه خاصیتی دارد ولی او اولین کسی بود که کاربرد گسترده تر آن را دید. او با استفاده از خلاقیتش مشاهداتش از خار و خسک را به لباس ارتباط داد. 
- دانشمندان برای درگیر شدن در کار ‍‍ژنتیک جمعیت، اعداد خیالی ابداع کرده اند. جذر منهای یک در دنیای واقعی وجود ندارد و در فرمول هایی که در این زمینه به کار می رود اهمیتی حیاتی دارد. بدون این عدد خیالی مشکلات ژنتیک جمعیت حل نمی شد و تفکر پیشرفت نمی کرد. 
هنگامی که روابط تازه ای کشف می کنیم غالباً با توسل به تخیل خود را از جهان اطراف خود جدا می کنیم، ادراکات خود را درونی می کنیم و احتمالات مختلفی را بررسی می کنیم. ولی به هنگام کاربرد تخیل خود همیشه خلاق نیستیم. برای مثال، بازی تخیلی کودکان می تواند تکراری باشد. آنان ممکن است صرفاً نقش ها و سناتور هایی را که می دانند تکرار کنند. تعاریف تخیل و خلاقیت که گاردنر و فرانسیس ارائه کردند به ما کمک می کند تا تفاوت را بفهمیم. تخیل توانایی به تصور درآوردن آن چیزی است که وجود ندارد، عنصر خلاق یعنی مبدل کردن تخیل به واقعیت. یا به قول فروبلوقتی ما زمانی خلاقیم که به تفکر خود جسم بدهیم... آنچه غیر قابل دیدن است قابل دیدن کنیم.

ویژگی های خلاقیت در کودکان خردسال:
غالباً چیز هایی که کودکان کشف می کنند تازه نیستند و مدت ها قبل کسان دیگر کشفشان کرده اند. ولی این کشفیات برای کودک تازگی دارد. خلاقیت در کودکان یعنی وقتی که برای اولین بار ارتباطی را کشف کرده اند که قبلاً کشف نکرده بودند. آیزنبرگ و یالانگو در تعریف خلاقیت در سال های اولیه کودکی این راه ها را پیشنهاد می کنند.کودکان خلاقند در صورتی که: 
- کاوش کنند و بیازمایند. 
- با استفاده از زبان و بازی به جهان خود معنا ببخشند. 
- مدتی طولانی بر روی یک تکلیف تمرکز کنند. 
- به آشفتگی نظم بدهند و با پدیده قدیمی و آشنا کاری تازه کنند. 
- با تکرار چیزی تازه بیاموزند.

ارتباط خلاقیت و بازی:
بین فرایند خلاق و بازی ارتباط ها و همپوشی های بسیاری وجود دارد. بازی و خلاقیت ویژگی های مشترکی دارند. در حقیقت بازی غالباً بخشی از فرایند خلاق است. هر دو این ها این موارد را در بر می گیرد: 
- یک نگرش و یک فرایند 
- وضعیتی ذهنی و آمادگی 
- آمادگی کنار آمدن با عدم اطمینان 
- توانایی کاوش در مفاهیم تازه 
- تفکر و اگر، یعنی توانایی نگاه کردن به یک مشکل از راه های مختلف 
- عدم اجبار 
- فرصت انتخاب داشتن 
- آفرینش و باز آفرینی ابتکار داشته باشیم

ابتکار عبارت از دور شدن از چیز های واضح و معمولی یا قطع رابطه با تفکر مبتنی بر عادت است. ایده های ابتکاری از نظر آماری کمیاب اند. در واقع، برخی از محققین ترجیح می دهند به جای ابتکار لغت «منحصر به فرد» را به کار ببرند. در آزمون های خلاق معمولاً ارتباطی بالنسبه قوی بین سیلان و ابتکار وجود دارد. با این وجود، به طور کلی مقیاس های ابتکار، رفتار یک فرد خلاق را دقیق تر پیش بینی می کنند تا مقیاس های سیلان. بدین ترتیب، در عین آنکه سیلان (ایجاد سریع تعداد زیادی ایده) مسلماً این احتمال را که ایده های ابتکاری ایجاد شود بالا می برد، تضمینی وجود ندارد که این مطلب اتفاق بیفتد. در نتیجه این موضوع حائز اهمیت استکه بعضی از ویژگی های ایده ابتکاری مختلف و روش های بالا بردن احتمال ایجاد چنین ایده هائی را مورد بررسی قرار دهیم.

اگر شرح یک وضعیت مسئله ساز معمولی مدنظر باشد، فردی که در حل مسائل دارای شایستگی باشد باید بتواند راه های معمولی یا بر طبق عادت خود را برای حل مسئله شرح داده، مؤثر بودن آن ها را ارزیابی نموده و راه حل های مختلفی تدوین کند. اگر شرح یک وضعیت مسئله ساز غیرعادی داده شده باشد، فردی که در حل مسائل شایستگی دارد باید بتواند برخی از روش هی سنجیده ایجاد راه حل های مناسب را مورد استفاده قرار دهد. معمولاً، استفاده از چهارقانون یورش فکری، کاربرد صورت های تطبیق اسکمپر تدوین شده توسط ابرل روش های ویژه سینتیکز، تفکر جانبی (ادوارد دبونو) نمایش های اجتماعی و سایر ابزار هایی که منجر به ایجاد ایده های ابتکاری خواهد گردید. با وجود این، عوامل عاطفی، غیر منطقی، فوق منطقی و اانگیزش به ویژه در ایجاد ایده های ابتکاری حائز اهمیت اند. متفکر مبتکر باید از اینکه با دیگران متفاوت باشد (یا در اقلیت یک نفری قرار داشته باشد) احساس راحتی کند. والدین، مربیان، کارفرمایان، سرپرستان و سایر افرادی که در هدایت جامعه نقش عمده ای ایفا می کنند می توانند با قائل شدن احترام برای راه های غیر عادی ایجاد شده، نشان دادن این طرز فکر که ایده های غیر عادی ممکن است مفید باشند با فراهم ساختن وقت برای تمرین بدون ارزیابی، و نظایر آن، این فرایند را تهسیل کنند.

ویژگی راه های ابتکاری:
در بسیاری موارد، ابتکار به خلاقیت تخیلی خیلی نزدیک می شود. در بسیاری از آزمون های خلاقیت، برای آنکه معلوم شود یک ایده ابتکاری است یا نه، معیار ندرت آماری یا کمیابی مورد استفاده قرار می گیرد. با این وجود، راه های مختلف باید همچنین نشانه یک جهش فکری وجود داشته باشد و از آنچه واضح است به دور باشد. بدین ترتیب، نمی توانیم راهی را که بر طبق عادت به فکر خطور می کند یا مکرراً اتفاق می افتد ابتکاری ارزیابی کنیم. ولی در بسیاری موارد، راه هایی که به ندرت ارائه می گردد نشانه یک جهش فکری بوده و دارای قوت خلاقیت است و تلقی کردن آن به عنوان موجه است.
 
ممکن است مفید باشد که ببینم چگونه این طرح در راه های مختلفی که آمده عمل می کند. راه های مختلفی را که برای کاربرد های غیر عادی اتومبیل های اسقاطی ایجاد کردید مورد بررسی قرار دهید. هریک از راه های مختلف زیر را که ذکر کردید علامت بزنید و ببینید پس از حذف این ها چه پاسخ هایی باقی می ماند: 
- هنر، هنر انتزاعی، مجسمه سازی مدرن، هنر توده پسند و غیره. 
- اتومبیل ها، یک اتومبیل از چند اتومبیل اسقاطی بسازید. 
- اتومبیل ها، برای بازی بچه ها که تظاهر به راندن اتومبیل کنند. 
- صندلی ها. 
- تخریب کلی. 
- نمایش اتومبیل های تصادفی برای هشدار به رانندگان. 
- استفاده های آموزشی، دوباره سازی برای یادگیری، آن به جوان برای یادگیری درباره اتومبیل. 
- کاشتن گیاهان. 
- مسابقه. 
- تعمیرو فروش آن ها. 
- استفاده های آموزشی، دوباره سازی. 
- یادگیری درباره اتومبیل. 
- خورده آهن، خورده فلزو غیره. 
- وسائل یدکی برای اتومبیل های دیگر. 
- استفاده از تایر ها برای گرداندن به عنوان اسباب بازی. 
- با چکش روی آن ها بکوبید تا تنش خود را از بین ببرید. 
- باز سازی تایر ها برای فروش. 
- اسباب بازی در زمین بازی.

پشتیبانی از سایر رشته ها و تحقیقات خلاقیت:
ایده "وحدت اضداد" و فرایند های فکری مربوط به عنوان فرآیند های غیر واپس رو سطح بالا، منحصر به روانکاری نیست و مدتهاست که در مآخذ نمایشی موسوم بوده است. در واقع، بیشتر نمایش های بزرگ مربوط به حل خلاق اختلافات همراه با بر خورد بوده و این انفجارات بینش زاست که در تآتر مورد تحسین قرار گیرد. روبرت ادلر، به این پدیده ها "وحدت اضداد" اطلاق نموده و اعتبار این ایده را از طریق ساخت و بازی کردن سناریو هایی نظیر سناریو های درام اجتماعی که قبلاً ذکر آن رفت نشان می دهد. استفاده از این چنین اختلافاتی در نوشته دراماتیک به وسیله انگری در نوشته کلاسیک وی موسوم به هنر نویسندگی دراماتیک شرح داده شده است. 
مفهموم وحدت اضداد همچنین در تحقیقات درباره افراد خلاق دیده شده است. به ویژه در تحقیقات مک کینون و بارون و همکارانشان در "انستیتوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت ها" در دانشگاه کالیفرنیا در بر کلی واضح و روشن است. آنان دریافتند که افراد فوق العاده خلاق بیش از همتایان کمتر خلاقشان در وفق دادن خود با تضاد های درونی شان موفق بوده اند. آنان در آن واحد دارای ویژگی های مذکر و ویژگی های مؤنث، مستقل و وابسته، دارای، خودکاری بیشتر و نیز پذیرا تر و باز تر نسبت به ایده های دیگران، همرنگ جماعت تر و خود رأی تر هستند. بسیاری از افراد کمتر خلاق نسبت به این ویژگی های متضاد در بین افراد خلاق و از نتایج چنین تحقیقاتی در تعجب اند. چنین خصوصیات متضاد از نظر منطقی قابل توجه نیستند و برای افراد کمتر خلاق چنین سنتر خلاقی قابل درک نیست.

شخصیت خلاق:
با وجود دلایل معتبر، می توان پذیرفت که روش های مبتکرانه در افرادی که با بصیرت عمل می کنند، تا حدودی عادی است. در شرح حال افراد نابغه و نوآور همواره می توان نشانی از تفکرات نوآورانه پیدا کرد البته، افکار معدودی به خود ادامه داده و شهرت خود را در یاد به جای گذارده اند. بازده بسیار بالا برای افرادی که کار های چشمگیری ارائه داده اند، یک قاعده است و نه یک استثنا. به نظر می رسد که واکنش های مبتکرانه در برخی دیگر، هیچ گاه از تفکرات مرسوم و قالبی خود دست نمی کشند.

اگر برخی از افراد همواره مبتکرانه عمل کرده و برخی دیگر خیر، این به جهت الگو های معین ویژگی های نسبتاً پایداری است، که ایجاد کنش های مبتکرانه را هم تسهیل بخشیده و هم با مانع روبرو می سازد. آنچه ما خلاقیت می نامیم در واقع به دست آوردن چیزی منحصر به فرد و یا حداقل کمیاب است. نقش الگویی معلم در رشد خلاقیت.

نقش الگویی معلم نیز در بالا بودن قدرت خلاقیت دانش آموزان دارای اهمیت بسزایی است. تحقیقات نشان داده اند افراد خلاق خیلی بیشتر از افراد غیر خلاق در پرورش خلاقیت موفق ترند. معلمی که از انگیزه خلاق برخوردار است هم خود الگویی برای خلاق بودن و هم فرایند خلاقیت را تقویت می کند. آنها به واسطه نگرشی که دارند از دانش آموزان اطلاعات و پیروی محض نمی خواهند، بلکه به آن ها آزادی لازم را خواهند داد تا بتوانند خود کشف و ابداع کنند. از سؤالات غیر منتظره و حتی به ظاهر نا معقول و عجیب آن ها استقبال می کنند و به بحث و گفتگو پیرامون آن می پردازند و با فراهم آوردن محیط مناسب به دانش آموزان فرصت می دهند، توانایی بالقوه خویش را محقق سازند و در نهایت تلاش می کنند آنچه موجب توسعه خلاقیت هم در دانش آموزان و هم در خودشان می گردد را بشناسند و به کار بگیرند. آمابیل معتقد است معلمان با بیان آزاد احساس خود مانند عشق و شادی، کنجکاوی به امور می توانند الگوی مناسبی برای کودکان باشند.

تو صیه هایی برای رشد خلاقیت:
- مکان ها و زمان ها را که معمولاً ایده های جدیدی به ذهنتان می رسد، شناسایی کرده و سعی کنید روزی یکبار در آن موقعیت قرار بگیرد (قبلاً کاغذ و قلم برای یادداشت برداری آماده کنید). 
- هنگامی که با مشکلی روبرو می شوید بعد از نیم ساعت سعی کنید جای خود را عوض نموده و از هوای تازه تنفس نمایید. به طور کلی حال و هوای خود را عوض کنید و دوباره به موضوع فکر کنید. 
- مرتب با خود فکر کنید اگر مشکل یا مسئله ام حل شود چه خواهد شد. همین تصور به شما نیرویی برای حل مسئله و دیدن آن زوایای مختلف می دهد. 
- به آهنگ های الهام بخش بیشتر گوش دهید. مثل آهنگ هستی! 
- از مکان های رویایی مثل موزه ها وم آثار باستانی و... بیشتر دیدن کنید. 
- با افراد خلاق بیشتر معاشرت کنید. 
- به جاهایی که تا به حال نرفته اید بیشتر مسافرت کنید. 
- به طبیعت بیشتر بروید. مخصوصاً جاهایی که تا به حال نرفته اید. 
- خلاقیت نمی تواند تحت شرایط فشار ایجاد شود. اگر عجله، تشویق یا مشغولیت و نگرانی زیادی دارید آن ها را برطرف نمایید. 
- اشیایی را که روی میز یا جلوی چشمتان قرار می دهید، متنوع باشد. همچنین سعی کنید از چیز هایی انتخاب کنید که خلاقیت را بیشتر تحریک می کنند. مثل اشیاء عجیب و غریب، عتیقه و یا حتی قراضه های بی ارزش. 
- سعی کنید گاهی مخالف عادت های خود رفتار کنید. به عنوان نمونه اگر عادت به سیگار یا آدامس دارید حداقل گاهی آن را کنار بگذارید و یا اگر همیشه با اتومبیل شخصی به محل کار یا مسافرت می روید گاهی با وسایل عمومی بروید و یا اگر همیشه از کانال رادیو یا تلوزیون خاصی استفاده می کنید گاهی از کانال های دیگر نیز استفاده کنید و همچنین اگر عادت کرده اید که همیشه به رستوران مشخصی رفته و در محل معینی بنشینید گاهی بر خلاف آن عمل کنید و ... 
- دکوراسیون منزل یا محل کار خود را مرتب تغییر دهید. 
- همیشه از نمایشگاه اختراعات و اکتشافات دیدن کنید. 
- از افراد غریبه یا بی خبر از موضوع، حتی بچه ها در حل مسئله تان استفاده کنید. 
- برای حل مشکل مورد نظرتان یک زمان ضرب العجل معین کنید. 
- سعی کنید خودتان را جای موضوع یا مشکل و از دریچه دید آن به مسائل نگاه کنید. 
- معما زیاد حل کنید. 
- سعی کنید تکنیک شش کلاه فکری را در محل کار یا منزل و بین اقوام و دوستان رایج کنید.

منبع : www.newdesign.ir




صفحه نخست | نقشه سایت
تمامي حقوق اين سايت متعلق به هزار طرح مي باشد.
طراحی وپیاده سازی توسط شرکت داده پردازی فراتك